تبليغاتX
فاصله يک نفس*نويسنده..يوسف غريبي فاصله يک نفس..اگه حسودا بزارند ميبرمت يه جاي که ندونند کجايي آخه تا کي جدايي دوست دارم خدايي..** نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم .ميگم ديوونتم که اگر يه روز ناراحت شدي بگي يبخيال...ديوونست**فاصله يک نفس..يوسف..غريبي*** اگر چشمان من درياست..تو فانوس توي شب هاش..اگر حرفي زذم از گل..بدون که اين تويي معنايش*** يه سنگ کافيست براي شکستن يه شيشه! يه جمله کافيست براي شکستن يه قلب! يه ثانيه کافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو کافيست براي تمام زندگي... *** غريبه ... آه اگه ميدانستم که تو کي هستي ؟ که اينچنان در قلبم پا گذاشتي مراديوانه کردي و با يک نگاه، قلبم را تبديل به ويرانه کردي*** من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري براي با تو موندن ... تا هميشه دوستت دارم ...*** قلب مهربانت مثلثي ميماند در درياي عشق مرا در خود کشسدي برموداي من..** يه شب قرار گذاشتيم.که اگه ستاره هاي آسمون..فرد شد من تو رو بيوسمت..اگر زوج شد تو منو ببوسي ولي تو خوابيدي من تا صبح بوسيدمت***** غرور هديه شيطان است.و عشق هديه خداوند و ما هديه شيطان را به هم مي ديم..هديه خداوند رااز يکديگر پنهان ميکنيم*****
. :: فــــــاصله یـــک نـــفس ::

فــــــاصله یـــک نـــفس

دل غمگین منو باز تو آروم میکنی..میشکنه طلسم غم آخه جادو میکنی



من جسمم تو روح من ....... من کشتی تونوح من

من زخمم تو مرهمی  ....... من ظلمت توروشنی

من راهی تو موندنی  .......من تنها تو همدمی

تو اوابن آخرین برای من که عاشقم

عزیزترین همسفری در همه دقایقم

هم غایب هم حاضر هم شاهد

هم ناظر هم سکوت هم صدا

هم دردی هم درمون !!!

هم پیدا هم پنهون هم با من هم جدا....

دلیل قاطه هستی صفای عالم هستی

چه ترسی از درد بی درمان

که چون دارم درد تو درمان

تو در من نورایمان....پس کجایی که شدم باز تنها

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

سلام دوستان یکی از دوستان که جزو بهترین ها هم هست

را میخام معرفی کنم...حسین تنگستانی...17 ساله

بچه بوشهر.....آخر هرچه دوستی ...مثل برادر...

من که بهش میگم داداشی.!!!این هم آدرسه وبلاگش....

آپ جدیدش هم در مورد آش خوری هست.!!!قشنگه..

  شب های گل سرخ

نوشته شدهساعت توسط یوسف

سلام دوستان یه یکی دو نفری از دست ما خیلی ناراحتند

البته یک نفردونفر که نیستند چند نفری هستند!!

خوب چیکارکنیم ...ما که معرفتمون از نخل هم

زده بالا..بزرگتر کوچکتری گفتند گفتیم...

یک آپ بکنیم از دل بعضی ها این ناراحتی رو در بیاریم...

حالا......این آپ رو کردم....

ولک یوما شاه میگو....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

ببر

ولک عجب ببریه  نخورتمون!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایش...هوس کردم شاه میگو بخورم...

ویک ببر هم از کوچیکی بزرگ کنم؟؟؟

حالا!!!!! ولک یوما مو هم میخام

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

برای بهترین دوستم!!

نخل تنهای جنوبم همیشه به فکر غروبم

بادلی پراز حکایت ولی حیف بسته زبونم

شب روزکنار دریا میگم خدایا!!!

لنج کهنه دلارو برسون به شهر گل ها

توی سرمای زمستون تو گرمای تابستون

همیشه چشم براهم تا گل بیاد از گلستون

دریا که توفانی میشه او میاد تا پای ریشه

باغبون خبر نداره هرکسی به فکر خویشه..!!

نخل تنهای جنوبم همیشه فکر غروبم!!

 

 

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

به نظر شما قاتل این عکس کیی میتونه باشه!!!!!!!!

سلام بچه والا مو داشتم رد میشد از وبلاگ بهترین من (فرح)

که نوشته بود یه خروسی خالم اینا داشتن وحشی...

که افتاد دنبالم منو نک زد!!؟

ما هم این پرونده رو از 20 پیش داشتیم دنبال میکردیم

حالا ما این پرونده رو به جریان انداختیم....

داریم روش تحقیق میکنیم.... قاتلش هنوز مشخص نشده...

اما قاتل هرکی بوده از خودش...ردی بجا گذاشته......

حالا این خروسه دورگردنش طناب بوده...

ما به این نتیجه رسیدیم که یا خودشو کشته یا اینکه کسی به قتل رسوندش..

اما خروسه نمتونسته خودشو بکشه پس یکی کشتش؟؟؟؟؟

حالا کی کشته ..سوال اینجاست... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو برسی اولیه معلوم شده بود خروسه بچه شادگانه...

یه فامیل هم داره تو آبادان!!!!

ما فهمیدیم که از نخل آویزونش کردن....

روحش شاد...جمیعا صلوات

خوب ادامه داستان....حالا ما به یکی شک کردیم ..

که کار اون شخص میتونه باشه.....

من چند تا اسم آوردم....اتو اینا به یکی بیشتر از همه شک کردم

حالا اسامی...

فرح از بهترین من.....

قلی خان

غزل از ساحل یخی

دزد نخلستان

محمد از پسر اراکی

رویا ازدختر شب های زمستانی

صاصا ازparadox

نخل کوچولو

حالا شما بگید از اینا کی میتونه باشه

با تشکر کارگاه یوسف آبودانی...

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

اتل متل جدایی یوسف جانم کجایی...یوسف شده پریشون

یه دل داره پر ازخون ...یوسف که رفته هندستون

وبلاگم شده قبرستون اسمشو بزار بچگی ...تا آخرزندگی

هاچین واچین تموم شدعمروبلاگ یوسف من هم تموم شد

 از طرف فاصله یک نفس .......یوسف آبودانی!!

ــــــــــــــــ دوستان با شما هستم ــــــــــ

شکوفه های صورتی هدیه مهربونیاتون..

دارو ندارم یک دله اونم فدای خندهاتون!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان هرچی دارم.. ازشما دوستان گلم دارم

اسم نمیارم چون خیلی زیادن...!!!دمه همشون گرم!!

خداحافظ ....

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

اکنس طریق الشوک برموش العیون

وبدموع ارش الگاع لمن تمرون حبیبی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام بچه ها دمتون گرم خوبید  بچه ها شرمنده که مو چند روزی

مو نبودمآخه نمیدونید چی بگم باورتون نمیشه!!

مو رفته بودم لب شط یک دفعه دیدم کشتی تایتانیک داره از

شطمون رد میشه بچه ها گفتن یوسف بریم داخلش

 مو هم گفتم بریم آقا پریدم تو شط یه زیرابی رفتیمو بعداز

دوساعت سرم به بدنه کشتی خورد اینا اومدم بالا..

رفتیم داخلش !!بچه چشتون روز بعد نبینه رز با جک

داشتن نقاشی میکردن!!

خلاصه یه دو سه روزی ما با کشتی تو شطمون داشتیم

حال میکردیم دیدم زیاد حال نمیده به بچه ها گفتم بیا بریم

یه بستنی بخوریم (دل بعضی ها آب!!)

خلاصه بستنی رو خوردیمو اینا ولی عجب روزی بودا ...کا...!!

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

برای بهترین من!!!!

یادش بخیر روزای که گل یاست بودم یادش بخیر قدیما

 هوش حواست بودمحالا ازم رنجیدی رفتی از من بریدی

 دیگهتو قهری با من جوابمونمیدیبگو مگه دوستم

نداشتیچرا رفتیتنهام گذاشتی دیگه بسه برگرد کنارم 

عزیزم آشتی آشتیتا یه قدم بزاری میام به پیشبازتو

میشم مثل گذشته دلبرطناز توحیفه من تو از هم برنجیمو

جداشیم مثل یک عکس کهنهرنگ گذشته هاشیم ..

دوروزه دنیاعزیزم ارزش نداره فاصله بین

من تو سردی میاره خونه رو گل خونه میکنم برات

تا که باز عشق ببینم توچشاتاز راه بیا امشب بیا به

 دیدارم با انتظارتو همیشه بیدارم

هنوز توی دارو ندارم!!!!!!

بگو مگه دوستم نداشتی چرا رفتی تنهام گذاشتی

دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم آشتی آشتی

بسه برگرد کنارم عزیزم من بهترین من آشتی!

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا

جزخداونبی فاطمه نشناخت مرا

من که یکباره دراز قلعه خیبر کندم

داغ زهرابخدا ازنفس انداخت مرا

یاعلی ............یا زهرا

نوشته شدهساعت توسط یوسف

کی برمیگردی!!نمیدونم شاید خیلی زود شاید هم هیچ وقت!!

پس چرا اومدی برای محض دل تنگی!! بدون خداحافظی

نمیتونستم برم!!موضوع چیه ضیا؟پدرم به تو چی گفت !

نپرس سارا خواهش میکنم.نپرسپس من هم باهات میام !

 بچه نشو ساراستاره بخت منمثل شب سیاست! !

تو یه عمر با ناز نعمت بزرگ شدی ولی من از وقتی که چشم

 باز کردم وبال مادرمبودم که تو خونه کلفتی مردم می کرد

 پدرت حق دارهاگه منم جای اون بودم  

دختری رو که با زحت بزرگ کردم دودستی تحویل یه آدم

یلاقبا مثل خودم نمیدادم من تو وصله ناجوریم سارا!!!!!

من باید بگم بله که گفتم دیگه چی میخایی!!

نمیخام تو فدای آرزو های یه آدم دربدر به اسم ضیا بشی!

میفهمی پس آرزوهای من چی.؟ آرزوهای من چی ضیا؟؟؟

بابام میگفت آرزوهای آدم مثل برفه زمستونه که با یه آفتاب 

 آب میشه..!!پس ابری باش ابری باش ضیا!!

میخای اشکامو دربیاری.....!!مگه تو در نیوردی!!

خداحافظ سارا!!

ضیا صبر کن ..ضیا صبر کن

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

سلام دوستان

هروز که میخام سرکار برم مادرم میگه خدایا من ههمون یوسف

خودمو میخام همون قبلی که تا یک آهنگی میزاشت ..شاد شاد بود مرقصید شادی میکرد..

چراحالا این طور شده!!!

من همون یوسف میخام همونی که تمام همسایه مردم دوستاش میگفتن..

مامان یوسف این یوسف تو واقعا دیوونه هست

خوب من نمیدونم عیب از کجاست از بی معرفتیمه..

از شانس بدمه که سکه شانسم یک طرفه شده

من نمیدونم اشکال از کجاست اگه دوستان میدونند بگن..تا من به مادرم بگم..

چرا یوسفت اینطوری شده..مادره دلش مخیاد اولادش همیشه شاد باشه

خدایا منو همان طوری بکن که مادرم دوست داره!!

الــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی آمین

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

همیشه اسم تو بوده اول آخر حرفام

بس که اسمتو خوندم بوی تو داره نفس هام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ببخش عروس قصه دلم جوونی کرده

باتو اگه یک لحظه نامهربونی کرده

چه سرنوشتی خوبی وقتی خود خداهم پادرمیونی کرده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازم دلم گرفته چند روزیه که رفتی

میگی به خاطر من از همچی گذشتی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرچی عشقه تو دنیا من میخاستم مال ماشه

اما تو هیچ وقت نذاشتی بینمون قصه باشه

فکر میکردم بایک بوسه با تو هم خونه میمونم

نمیدونستم نمیشه آخه بی تو نمیتونم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخه چه جوری قلبمو به رفتنت راضی کنم

وقتی نباشی چه جوری با سرنوشت بازی کنم

برو حالا که قلبت تو خیال موندن نداره

اما میدوونم که یک روز یه جامنو کم میاره

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میدونستم وقتی که من برم اون هم میره

اما رفتن من دلیل بی معرفتی نبود

ایخدا چه رسمی داره روزگار

که روزگاره هم واسه ما ناز میکنه

خدابازی روزگار منو کرده دیوونه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زنده بودن را به بیداری بگزرانیم

که سال ها خواهیم خفت!!!!!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادگاری از بچه آبودان!!!

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

اینجا واسه دل خودم مینویسم ..پس دلمن دیگه خطا نکن 

 

.....یوسف غریبی....

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه..........نفس منو بگیر برای یکی شدن

اگه مرگ من بسه نفس منو بگیر...... ای تو هم سقف عزیز ای تو هم گریه من

گریه هم فاصله بود گریه آخر ما....... آخر بازی عشق ختم این قائله بود

تو بگو غیبت دست ...غیبت هرچه نفس..... بین ما فاصله نیست .

غیبت آخر تو کوچه مرغان صدا ..............ختم این قائله نیست.

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه نفس منو بگیر برای یکی شدن....

 اسم وبلاگم را براساس این شعر گذاشتم( فاصله یک نفس)

نوشته شدهساعت توسط یوسف

سلام دوستان..چند مدت پیش داشتیم با یکی از دوستای

 نزدیک صحبت میکردم..من یک سوال ازش کردم که خورشید

 را بیشتر دوست داری یا ماه.....؟

خوب من اول گفتم خورشید ..چون معنیش به نظر من اینه که

 از آتش عشقش داره همه رو میسوزوونه..

خوب اون گفت تا حالا بهش فکر نکردم صورت خورشید صافه

 ولی صورت ماه خیلیچاله خرابه اما من اون خرابیشو

 دوست دارمگفتم خوب معنیش چیه..گفت نمیدونم گفتمش

من بگم گفت بگو..گفتم اون چاله چوله به این معنیه

که زندگیچاله چوله های زیادی دارهمواظب نباشی

 افتادی تو چاله....!!!!خوب ما کاری به خورشید نداریم

ما میخواهیم بدونیم.معنی اون چاله چوله ها چیه..

یا به چه معنی میتونه باشه..؟

ــــــــــــــــــــفاصله تا حد نفس ــــــــــــــــــــ

خوب این جریان چند وقت پیشه امشب که داشتم

 به ماه نگاه میکردمیاد اون حرف افتادم خوب

 من هم آپش کردم..بنظر خودم خیلی جالب بود...

ماه چرا این لکه یا چاله چوله داره بهچه معنی میتونه

باشه..؟

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

بر آسمونو بر زمین میخندم

من پهلوون پنبه ای به خودم هم میخندم

دیگه چه غم دارم استای هرکارم

من که دراین دنیا بیکار بی عارم.........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام دوستان جاتون خالی مخصوصا این دوستای..که اهلشن هم خیلی خالی بود

خوب امروز صبح که داشتم سرکار میرفتم ناراحت وغمگین بودم..خیلی هم غمگین بودم

رفتم سرکار دیدم نه بابا فکر میکردیم خودمون بی حوصله وناراحت هستیم دیدم

دو از همکارام ماتم گرفتند دارند ترانه غمگین گوش میکند..

دیدم اینا بدتر ازمن هستند..اومدم یکاری کردم..که تا آخر شب کلی خندیدن...

الان هم فکرشو میکنم بازم خندم میگیره ....خوب اومدم موبایلمو در آوردم

 یه آهنگ بندری توش داشتم که اگه برای هرکی بزاریش یه تکونی نده

غیر محاله خوب ما هم آبادانی ..رقص آبادانی تو خونمونه..

 خوب یک تکونی دادیم به خودمون سه تایی بخاطر همین میگم

جاتون خالی..مخصوصا بعضیا..خوب درحال رقص بودیم...تو محل کار

ساعت 10 صبح بود..هنوز به طور جدی شروع به کار نکرده بودیم

خلاصه توی حالو هوای بندر بودیم که یک خانواده 8 نفری به مغازه اومدن

 ما برای یک لحظه مات موندیم یک نگاه کردم به دوستان همکار..

دیدم نیستند..من هم کلی خودمو کنترل کردم با کلی خجالت گفتم

شرمنده آقا بفرماید گفت بستنی سفارشی میخواهیم گفتم چند کیلو گفت 8 کبلو

بهش دادم رفتم تو اتاق پشت مغازه که بستنی درست میکنیم

دیدم  دوستام دارند میخندند گفتم خوب بچه ها میدونید چی شد..

گفتن چی شد گفتم هیچ فقط یاروبا خانوادش به من گفتن عروسی دعوت کنم

 میای من یک لبخند زدم..گفتم شام هم میدند..گفت با تشکیلات کامل..

خوب این هم خاطره امروز من بود..که کلی خندیدم ناراحتیم هم به کلی فراموش شد

ـــــــــــــــــ فاصله تا حد نفس ـــــــــــــــــ

خوب بگم شرمنده کلی دوستان و دوستان نزدیک خودم بخدا نمیخواستم کسی رو ناراحت کنم...

.شاید تا حالا این قدر نخندیده بودم که امروز تو محل کارخندیدم.....

واقعا جای چند نفری خالی بود خودشون میدوون لازم به گفتن نیست.....

خوب قسمت اصلی رو بگم چرا عوض کردم قالبو همون قبلی رو گذاشتم

باور کنید بخدا از موقعی که این قالب قبلی رو گذاشته بود شده بودم ماتم غم ..یا اسیرغم

خوب همرو برق میگره ما رو دفترچه خاطرات ادیسون....

یکی از دوستان حرفی زدد خیلی جالب بود براتون نوشتم بخونید(اصلا میدوونی چیه یوسف؟
از وقتی که قالبه وبلاگته عوض کردی و اینه گذاشتی شدی مثه همین پسره

که گووشه ی وبلاگت نشسته. خب عوضش کن دیگه. یه قالب شاد بزار.
ببین قبلی چقد خووب بوود و تو همش شاد بوودی.
شاید به حرفم بخندی ولی به خدا صحنه های غمگین تو رووحیه ی

 آدم اثر میذاره پس این قالبه عوضش کن و یکی بزار که به شخصیتت بخوره..
یادته رووز اول هم بهت گفتم شخصیته تو خیلی شاده و این قالب به شخصیتت نمیخوره.
همش تقصیر این قالبته که تو حالا اینطوری شدی!!!!!!
حالا تکلیف ما چیه که هموون یوسفه قبلیه خودموونه میخاییم؟!!!!!!!!

..خوب راست میگه با من دوست شده که همیشه از شادی ها بگیم

 با غم های من که رفیق نشده.................

خیلی هم چاکرشیم دمش هم خیلی گرم شما هم بگید دمش گرم...

خوب از تمام دوستان تشکر میکنم..الخصوص چند نفر....

نوشته شدهساعت توسط یوسف |

فاصله يک نفس*نويسنده..يوسف غريبي فاصله يک نفس..اگه حسودا بزارند ميبرمت يه جاي که ندونند کجايي آخه تا کي جدايي دوست دارم خدايي..** نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم .ميگم ديوونتم که اگر يه روز ناراحت شدي بگي يبخيال...ديوونست**فاصله يک نفس..يوسف..غريبي*** اگر چشمان من درياست..تو فانوس توي شب هاش..اگر حرفي زذم از گل..بدون که اين تويي معنايش*** يه سنگ کافيست براي شکستن يه شيشه! يه جمله کافيست براي شکستن يه قلب! يه ثانيه کافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو کافيست براي تمام زندگي... *** غريبه ... آه اگه ميدانستم که تو کي هستي ؟ که اينچنان در قلبم پا گذاشتي مراديوانه کردي و با يک نگاه، قلبم را تبديل به ويرانه کردي*** من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري براي با تو موندن ... تا هميشه دوستت دارم ...*** قلب مهربانت مثلثي ميماند در درياي عشق مرا در خود کشسدي برموداي من..** يه شب قرار گذاشتيم.که اگه ستاره هاي آسمون..فرد شد من تو رو بيوسمت..اگر زوج شد تو منو ببوسي ولي تو خوابيدي من تا صبح بوسيدمت***** غرور هديه شيطان است.و عشق هديه خداوند و ما هديه شيطان را به هم مي ديم..هديه خداوند رااز يکديگر پنهان ميکنيم*****
نويسنده اين وبلاگ..يوسف غريبي