تبليغاتX
فــــــاصله یـــک نـــفس
نوشته های پیشین
هفته چهارم آبان 1388
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
پيوندهای روزانه
امکانات
مگه میشه تو مغازه هم رقصید..؟

بر آسمونو بر زمین میخندم

من پهلوون پنبه ای به خودم هم میخندم

دیگه چه غم دارم استای هرکارم

من که دراین دنیا بیکار بی عارم.........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام دوستان جاتون خالی مخصوصا این دوستای..که اهلشن هم خیلی خالی بود

خوب امروز صبح که داشتم سرکار میرفتم ناراحت وغمگین بودم..خیلی هم غمگین بودم

رفتم سرکار دیدم نه بابا فکر میکردیم خودمون بی حوصله وناراحت هستیم دیدم

دو از همکارام ماتم گرفتند دارند ترانه غمگین گوش میکند..

دیدم اینا بدتر ازمن هستند..اومدم یکاری کردم..که تا آخر شب کلی خندیدن...

الان هم فکرشو میکنم بازم خندم میگیره ....خوب اومدم موبایلمو در آوردم

 یه آهنگ بندری توش داشتم که اگه برای هرکی بزاریش یه تکونی نده

غیر محاله خوب ما هم آبادانی ..رقص آبادانی تو خونمونه..

 خوب یک تکونی دادیم به خودمون سه تایی بخاطر همین میگم

جاتون خالی..مخصوصا بعضیا..خوب درحال رقص بودیم...تو محل کار

ساعت 10 صبح بود..هنوز به طور جدی شروع به کار نکرده بودیم

خلاصه توی حالو هوای بندر بودیم که یک خانواده 8 نفری به مغازه اومدن

 ما برای یک لحظه مات موندیم یک نگاه کردم به دوستان همکار..

دیدم نیستند..من هم کلی خودمو کنترل کردم با کلی خجالت گفتم

شرمنده آقا بفرماید گفت بستنی سفارشی میخواهیم گفتم چند کیلو گفت 8 کبلو

بهش دادم رفتم تو اتاق پشت مغازه که بستنی درست میکنیم

دیدم  دوستام دارند میخندند گفتم خوب بچه ها میدونید چی شد..

گفتن چی شد گفتم هیچ فقط یاروبا خانوادش به من گفتن عروسی دعوت کنم

 میای من یک لبخند زدم..گفتم شام هم میدند..گفت با تشکیلات کامل..

خوب این هم خاطره امروز من بود..که کلی خندیدم ناراحتیم هم به کلی فراموش شد

ـــــــــــــــــ فاصله تا حد نفس ـــــــــــــــــ

خوب بگم شرمنده کلی دوستان و دوستان نزدیک خودم بخدا نمیخواستم کسی رو ناراحت کنم...

.شاید تا حالا این قدر نخندیده بودم که امروز تو محل کارخندیدم.....

واقعا جای چند نفری خالی بود خودشون میدوون لازم به گفتن نیست.....

خوب قسمت اصلی رو بگم چرا عوض کردم قالبو همون قبلی رو گذاشتم

باور کنید بخدا از موقعی که این قالب قبلی رو گذاشته بود شده بودم ماتم غم ..یا اسیرغم

خوب همرو برق میگره ما رو دفترچه خاطرات ادیسون....

یکی از دوستان حرفی زدد خیلی جالب بود براتون نوشتم بخونید(اصلا میدوونی چیه یوسف؟
از وقتی که قالبه وبلاگته عوض کردی و اینه گذاشتی شدی مثه همین پسره

که گووشه ی وبلاگت نشسته. خب عوضش کن دیگه. یه قالب شاد بزار.
ببین قبلی چقد خووب بوود و تو همش شاد بوودی.
شاید به حرفم بخندی ولی به خدا صحنه های غمگین تو رووحیه ی

 آدم اثر میذاره پس این قالبه عوضش کن و یکی بزار که به شخصیتت بخوره..
یادته رووز اول هم بهت گفتم شخصیته تو خیلی شاده و این قالب به شخصیتت نمیخوره.
همش تقصیر این قالبته که تو حالا اینطوری شدی!!!!!!
حالا تکلیف ما چیه که هموون یوسفه قبلیه خودموونه میخاییم؟!!!!!!!!

..خوب راست میگه با من دوست شده که همیشه از شادی ها بگیم

 با غم های من که رفیق نشده.................

خیلی هم چاکرشیم دمش هم خیلی گرم شما هم بگید دمش گرم...

خوب از تمام دوستان تشکر میکنم..الخصوص چند نفر....

|+|نوشته شده در ساعت توسط یوسف آبودانی...نخل کوچولو |
آخرین نوشته ها
ای کاش
اس ام اس ها
نیلوفر
کاش ساقی
منتظر
خسته ام مــــــــــــــــــــــــــن
خواهش
عشق آدمو سنگ میکنه
جزیره
فال